
جمعه, ۲۷ مرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۳۶ ق.ظ کنون که میدمد از بوستان نسیم بهشت من و شراب فرح بخش و یار حورسرشت گدا چرا نزند لاف سلطنت امروز که خیمه سایه ابر است و بزمگه لب کشت چمن حکایت اردیبهشت میگوید نه عاقل است که نسیه خرید و نقد بهشت به می عمارت دل کن که این جهان خراب بر آن سر است که از خاک ما بسازد خشت وفا مجوی ز دشمن که پرتوی ندهد چو شمع صومعه افروزی از چراغ کنشت مک...
ادامه مطلب
بیاد ترم های قبل، هنوز دانشکده ام. خیلی خوب بود. دیگه همش اینجا هستم....
ادامه مطلب